تبليغاتX
افکار محبوس

افکار محبوس

We Seen A Deadly Sin On Every Street Corner, In Every Home And We Tolerate It Because It's Common...

سلام دوستای گلم ....
به خدا شرمنده ی همه ام باید ببخشید نبودم، منو بسیار بسیار شرمنده کردید با کامنت های پر مهر و محبتتون ...
ایشالا به زودی جبران محبت همه ی دوستای گلمو می کنم ....
چشم به هم زدم ترم داره تموم میشه و هنوز کلی درسام مونده که بهشون نگاه نکردم! ....
بارم ممنون از لطفتون من خوب  ِ خوبم بادمجون بم آفت نداره!
به امید دیدار .....

Writed In Sat 12 Dec 2009 Time 10:1 PM By Siavash| |
داستان جالبیه! به قول استاد خوبم مهندس ربانی سیستم و مدیریت خرابه که از هر طرفی بخوای مشکلی رو رفع کنی از طرف دیگه میزنه بیرون!! والا چی بگم!
داستان اینه که 2 خرداد ماه 1388 مچ پام آسیب دید! همون شب رفتم بیمارستان، عکس برداری شد و به تشخیص دکی جون مشکل فقط « کوفتگی و آسیب دیدگی شدید » است! نه چیز بیشتر! .....
ولی باز هم به تشخیص یه دکتر قناعت نکردم و 2 هفته بعد پیش یه متخصص دیگه رفتم اونم همون تشخیص رو داد! ....
آتل پای من بعد از 5 هفته باز شد! 2 ماه و اندی گذشت، راه میرفتم، می دویدم و .... تا اینکه هنوز پای من متورم بود و اثراتی از قبل دیده میشد! این بار کمر همت بستم و رفتم پیش دکتر ارتوپد متخصص! همان عکس های گرفته شده در بیمارستان در روز حادثه + کمی تست بر روی پای بنده انجام دادن و گفتن: پای شما شکسته بوده! حداقل می بایست 40 روز گچ گرفته میشده!
بگذریم! قرص و مچ بند طبی تجویز کردن برای آسیبی که تاندون ها دیده! خدا رو شکر که شکستی جوش خورده و اون مشکلی نداره! ...
بنازم به این دقت! بنازم به اون دانشگاهی که اون 2 دکتر فارغ التحصیلش بودن! البته نظر شخصیم میگه دانشگاه دخالت هنگفت نداره مهم خود  ِ فرد  ِ ...
از این آدما نیستم که تا یه مشکی پیش میاد به زمین و زمون گیر بدم تمام حرفم اینه که این اتفاق ها بی دلیل نیس! کار از ریشه مشکل داره .....
اینم حکایت پای من! 5 شنبه تا حالا فرصت نکردم این مطلب رو تو وبم بنویسم! ....

http://blog.teenmentalhealth.org/wp-content/uploads/2009/03/doctor-cartoon.jpg

پ . ن 1: بالاخره ADSL ساپورت شدیم! ایشالا تا هفته دیگه اینترنت پر سرعت دارم! ....
پ . ن 2: یک ماه از ترم گذشته و با عرض شرمندگی پیش شخص خودم دریغ از یه خط درس خوندن!
پ . ن 3: از عید تا حالا می خواستم RAM بگیرم ... هنوز در حال خریدنم ..... !!! سیستم داره میترکه 1 گیگ جوابگو نیس! ....
پ . ن 4: خیلی وقت  ِ به دوستای نازنینم سر نزدم ببخشید، هفته ی آتی از شرمندگی همه در میام
پ . ن 5: از خدای عزیزم ممنونم چون همیشه همرام بوده و مشکلات و خواسته هام رو یکی پس از دیگری واسم حل کرده ....

Writed In Thu 29 Oct 2009 Time 0:4 AM By Siavash| |

سلام بروبکس، این پست طولانیه در مورد مشکلات من تو دانشگاه سابقم، خوندنش خالی از عریضه نیس چون حرف ها و عملکرد های جالبی توش پیدا میشه!
ادامه پست قبلی! لینک پست قبلی
کاشان - ترم 4 - کلاس ذخیره بازیابی - جلسه سوم
فهمیدم که پایگاه رو قبل از ذخیره پاس کردم و طبق نظریه مسئول آموزش من باید جواب پس بدم!
مدیر گروه کمی تا قسمتی قاطی بود! و می بایست درخواست های خود را با نحوه ی بیدار شدن مدیر گروه هماهنگ می کردیم به هر حال هر کس دنده ای دارد! شخصی دنده چپ و دیگری راست! big grin
دنبال فرصت بودم چون جرات نداشتم برم بگم استاد مشکل من اینه چون می دونستم میگه: پایگاه حذف میشه که ترم 3 پاس کردی و زحمت میکشی دوباره پایگاه پاس می کنی! ....
تا اینکه .... ! smug
به دلیل بی کفایتی مسئولین و بی توجهی به گفته های مستخدم زحمت کش بر اثر نشت دادن کولر ها و سوراخی سقف یکی از سایت های دانشگاه چن تا کامپیوتر سوخت!raised eyebrow از اونجایی که مدیر گروه ما لیسانس کامپیوتر و فوق لیسانس مدیریت داشت همیشه به موارد مدیریتی گیر میداد! حقم داشت
اون روز به شدت قاطی بود و تشنه به خون  ـ مسئولین! منم دیدم عجب تنوریه! حالا وقتشه نون بره تو تنور! cool
بعد از اینکه حسابی غر غر کرد و هی حرص خورد ( بنده خدا ) ، بیرون کلاس:
سیاوش: استاد من مدت هاست یه مشکلی دارم صادقانه بگم ترسیدم بهتون بگم! میدونم امروز فرصت خوبی نیس اگر وقت و حوصله ندارید یه روز دیگه مزاحم بشم چون مشکل منم مشکل سیستمیست!liar ( از « می دونم » به بعد رو جدی نگیرید! چون این جمله فقط واسه تند کردن آتیش استاد بود نه مثلا مزاحم نشدن!!! big grin )
استاد ( مدیر گروه ): نه آقای فلانی بگید ببینم مشکل کجاست؟!! ....
سیاوش: استاد ترم 3 درخواست مهمان داشتم واسه دانشگاه سروش، شما نبودید تائید واحد های منو مسئول آموزش گردن گرفت، چک کرد و گفت مشکلی نداره، الان ترم 4 هستم 2 هفته ای میشه فهمیدم درس پایگاه رو قبل از ذخیره به من دادن!!
استاد: کارشناس آموزش اشتباه کرده باشه!! تو مطمئنی؟! ....
سیاوش: آره استاد من حافظه ی خوبی دارم! از طرفی تو این موقعیت بدی که اتفاق افتاده نمیام بدون دلیل وقت شما رو تلف کنم!liar ( تلف کردن وقت رو هم زیاد جدی نگیرید! از خداش بود آتو دستش بیاد حال گیری کنه!big grin )
استاد: دلیل؟
سیاوش: طبق واحد هایی که ترم قبل پاس کرده بودم واحد هایی که گرفته بودم رو چک کردن ، 2 تا از درس های انتخابیم « ریاضی عمومی » و « آمار و احتمالات » بود ، که فرمودن نمی تونم با هم بگیرم و « آمار احتمالات » رو خط کشیدن روش! بقیه رو هم گفتن ایرادی نداره ، و زیر برگه نوشتن واحد ها چک شد و هیچ گونه مشکلی ندارد ، مهر و امضاء کردن! یه نسخه از روش تایپ شد و نسخه اصلی که مهر و امضای مسئول آموزش رو داره مبنی بر تائید واحد هام در پروندم بایگانی شده !!!smug
استاد: دنبال من بیا! ...
ساختمان اداری - مسئول آموزش
استاد یا همون مدیر گروه: این دانشجو واسش مشکل پیش اومده و گویا این مشکل رو شما واسش درست کردید! آقای فلانی بیا تمام چیز هایی که واسم توضیح دادی رو دوباره بگو!
سیاوش: همه رو دقیق گفتم به جز قسمت مدرک....! که بتونم ضایع کنم! یا بهتر بگم ضایع کنیم!!devil
مسئول آموزش: من چیزی یادم نمیاد، من همچین کاری نکردم خودش واحد هاش رو بدون رعایت انتخاب کرده! whistling
( ای بر پدر مادر هر چی دروغگوئه لعنت!!! waiting) این جمله ندای قلبم بود و در دلمان ذکر شد! big grin
استاد: پرونده این آقا رو بیارید! ( دمش گرم تا دیقه نود هیچی رو نکرد! ) وقتی رسید گشت و اون برگه درخواست رو پیدا کرد و اون جمله ی قشنگ و زیبا رو با مهر و امضای مسئول آموزش دید!drooling لبخند ملیحی زد و گفت مستر بفرما بخون مهر و امضاء و دستخط شماست! ( ای جانم فدای استاد! چهره مسئول آموزش دیدنی بود!drooling )
در حال لذت بردن از اون سکانس بودم!drooling ناگهان استاد فرمودن آقای فلانی میشه لطف کنید بیرون منتظر باشید! در رو هم ببند!
پشت در های بسته به توافق رسیدن! و گند مسئول آموزش رو پشت در های بسته حل کردن! گفتمان دوستان عزیز چه بود نمی دانم! هر چه بود نتیجه واسه من لذت بخش بود! drooling
مسئول آموزش: آقای فلانی این مشکل متاسفانه به هر دلیلی پیش اومده ( هر دلیلی؟rolling eyes روتو برم دلیلش واضح  ِ !! اینم تو دلم گفتم! ) به هر حال برای اینکه مشکلی پیش نیاد باید پایگاه حذف بشه! چون موقع فارق التحصیلی به مشکل میخوری! باید حذف بشه و این ترم درس رو بگیری!
سیاوش: آقای فلانی من با زحمت این درس رو پاس کردم، درس سختیه که خود  ِ  استاد میدونن چقدر سخت  ِ تدریسش تو این دانشگاه با ایشون هست!
مسئول آموزش: من می خوام مشکلت رو حل کنم! و این راه  ِ حلش! at wits' end - New!
دیگه دلم می خواست خفش کنم که عزیز دلم فداش شم این چنین گفت:
استاد: چون من مدیر گروهم و هر دو درس « ذخیره و بازیابی اطلاعات » و « پایگاه داده ها » رو تدریس می کنم، پایگاهت خذف میشه، این ترم همین الان جز واحد هات میاد، منم به خاطر مشکلی که سیستم مدیریت واست به وجود آورده بدون اینکه سر کلاس بیای و امتحانی بدی همون نمره هایی که ترم 3 از این درس کسب کردی رو بهت میدم! silly
این بود واقعیتی در مورد سیستم مدیریتی در دانشگاه سابق من! و موقعیت شناسی بنده برای ضربتی حل شدن مشکل! و لطف و محبت استاد عزیزم آقای ربانیlove struck
پ . ن 1: این استاد یک بار دیگر هم به داد من رسید! البته با دنیایی تفاوت از آنچه که ذکر شد! ....
پ . ن 2: دانشگاه کوچیکه! با این وجود خیلی تمیز  ِ ، تمام اساتید تا به الان به جز استاد طراحی صفحات وب استاتید خوبی بودن! امیدوارم همینطور بمونن! ...
پ . ن 3: شنبه تا چهارشنبه کلاس دارم! برنامه ریزی مزخرفی موجود می باشد!sick دوشنبه سه شنبه چهار شنبه هر روز یه کلاس! حالا من و امثال من هیچی شهر خودمون هستیم، شهرستانی ها چه گناهی کردن؟phbbbbt ...

Writed In Tue 6 Oct 2009 Time 1:24 AM By Siavash| |
سلام و دو صد هزارتا درود و اینا
کلی داستان هست خلاصه میگم:
1- تیلیف خونه قطع  ِ به خاطر خشم بسیار بالای مادر محترم و گرامی حق داره خدایی ... قبض این سری 3 برابر ماکسیموم قبض های پیشین بود!
برنامه تحریم مامانی دیر جواب داد! می خواست منو شهریور ماه تحریم کنه ولی خوشبختانه برنامش از 23 شهریور عملی شد! و من 23 روز از شهریور رو نت داشتم! و بازم بد آورد! چون گفت تا اینجایی و نرفتی دانشگاه وصل نمیشه! ولی مجبور میشه وصل کنه! چرا ....؟
2- اصفهان قبول شدم به لطف خدا ، اصلا فکرشو نمیکردم! ....
3- کلی درخواست و ماموریت برای انجام داشتم که متاسفانه با قطع تلفن همه چی بهم ریخت و من به شدت شرمنده ی همه ی دوستان هستم ...
4- دیروز برای یه معرفی نامه از 6 صبح تا 9 شب علاف بودم! رفتم کاشان، با خانواده ی دوست عزیز حسین جان، بعد از کار های اداری مشکل من و حسین حل شد واسه معرفی نامه، رفتیم نیاصرم ، برگشت ماشین خراب شد! داستانش طولانیه بعدا خواهم گفت! ....
5- بعد کلی انتظار واسه ثبت نام در کلاس های نویسندگی، متوجه شدیم که ترم پاییزی فقط برای خانم های محترم تشکیل می شود! تبعیض نژادی تا به کجا آخه؟
6- مسیر خانه تا دانشگاه بدون در نظر گرفتن ترافیک 20 دقیقه و با احتساب ترافیک تا 1 ساعت و نیم خواهد بود!!!
Writed In Thu 24 Sep 2009 Time 12:6 PM By Siavash| |

نسخه ی بازسازی شده ی فیلم Crash رو دیدم ( برنده 3 جایزه اسکار ) ...
واقعا لذت بخش بود، خیلی ها عقیده دارن که فیلم خوبی نیس ولی نظر شخصیم اینه که حرفای زیادی رو تو 115 دقیقه تونست بگه، واقعیت های زیادی رو به تصویر کشید ، خیلی موارد جزئی ای رو نشون داد که می تونه منجر به یک فاجعه ی خیلی خیلی بزرگ بشه ...
نژاد پرستی ای که قبلا تو آمریکا وجود داشت، نه الان ...
همیشه تاثیرات و تغییرات وقتی به سراغت میان که اتفاقی افتاده یا حادثه ی بدی در حال ِ  وقوع  ِ ....
تو این شرایط آدم خوبه ممکنه آدم بده بشه و حــــتی آدم بده ممکنه آدم خوبه بشه که به نظر من کار دومی قابل تحسین تره!....

کسی که دزد  ِ ، ایدئولوژی ضعیفی داره ، همه ازش قطع امید کردن ، تکرار رفتار های ناپسند عادتش شده و .... یکم تغییر می کنه و شرایطی رو فراهم می کنه و کاری رو انجام میده که تصورش سخت  ِ
همیشه تو هر کاری منافع شخصی دخیل  ِ ، انکار ناپذیره! ، فقط شکل و نحوه ی انجامش متغییر   ِ ...
تصویر برداری و بخصوص موزیک عالی بود، موزیک آخر فیلم خیلی لذت بخش بود از یه موزیک آروم شروع شد بعد کم کم رفت تو حالت بعدی، موزیک بعدی سریع تر شد و کم کم از یه موسیقی لایت  ِ آرام بخش رسید به یه موزیک هیپ هاپ! این تغییرات خیلی عادی رفت جلو طوری که کم کم از حس توهم بردت تو واقعیت! ...

http://lh3.ggpht.com/_f0AcD_vh5u0/SdGGKOvZzlI/AAAAAAAAEkE/h1HU1ogJF2o/s512/crash_poster.jpg

فقط حیف موسیقی لایتش زیرنویس انگلیسی نداشت همشو نتونستم بفهمم لهجه ی خفنی داشت ولی همونی که فهمیدم خیلی خوش معنی بود ....
پ . ن 1: امروز همش در حال  ِ فیلم دیدم بودم! کار مفیدی انجام ندادم! ...
پ . ن 2: مردم از بی برنامگی! این دانشگاه ها کی می خواد باز بشه؟! .....

Writed In Fri 4 Sep 2009 Time 0:1 AM By Siavash| |